خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 4114
رمان

رمان (41)

سه شنبه, 29 فروردين 1396 ساعت 20:53

پشت درخت توت

نوشته شده توسط

پشت درخت توت

 

زندگی ساده معلمی در روستا در کوران سیاسی دهه چهل دچار توفانی سهمگین می شود . مسیر عادی این زندگی پیچ های فراوانی می خورد. و شخصیتهای این برهه زیر ذره بین قرار می گیرند

سه شنبه, 29 فروردين 1396 ساعت 20:46

دست نوشته ها

نوشته شده توسط

رمان دست نوشته ها بر اساس دو ساخت بنا شده است؛ یکی از ساخت ها پنهان است. در این ساخت که به حوزه ی کار قاتل و انگیزه های قتل مربوط است جز ارجاعات اندکی که گفته شده است چیز بیشتری دستگیرمان نمی شود. و ساخت دیگر که روشن است و کلیت مکتوبِ رمان را شامل می شود؛ شاهد قتلی که تمام تلاشش این است که از دست قاتلی که در پی پاک کردن ردپایش همه جا در تعقیب اوست، دامان خود را برهاند و چون در این کار توفیق نمی یابد ...

ساخت پنهان یا تاریک داستان زمینه ای گسترده تر از فضای رمان دارد؛ گستره ای که پیش از آغاز کتاب، در عمق تاریخ و فهم تاریخی شخصیت اصلی رمان (و به مدد او خواننده ی رمان )وجود دارد و در طول رمان و پس از پایان کتاب نیز در ذهن خواننده اش هر لحظه تکرار و پژواک می شود.

 

غلامرضا منجزی

کتاب هفته خبر، شماره 81 ، 23 آبان 1394، ص 71 تا 74

سه شنبه, 29 فروردين 1396 ساعت 20:32

برف سیاه

نوشته شده توسط

برف سیاه

 

در دوران استالین نویسنده جوانی رمانی می نویسد. این اثر در هزارتوی سانسور اول تبدیل به نمایشنامه می شود و نمایشنامه به تدریج موضوعش را از دست می دهد. برف سیاه طنز تلخی از اوضاع جامعه ادبی دهه سی در مسکو است.

سه شنبه, 29 فروردين 1396 ساعت 19:46

مریخی

نوشته شده توسط

رمان «مریخی» با گزینش عناصر و مصالحی واقعی و ایجاد فضایی غیرواقعی در روابط شخصیت‌ها، به افشای برخی ناهنجاری‌های اخلاقی، فرهنگی و خردستیزی‌های اجتماعی زمانه¬ خود می‌پردازد

راوی داستان «مهرداد بهرامی» در فضایی مغشوش، نابهنجار، تا حدی ترسناک و درعین‌حال مضحک، در پی آرامشی است که احتمالاً قبل از شروع رمان از او گرفته شده است. «چیزی که به دنبالش بودم آرامش بود، اما نمی‌دانستم چه‌طور باید به دست‌اش بیاورم.» از قرار معلوم نویسنده با این جمله که در آغاز رمانش آورده، خواننده را به دنیایی دعوت می‌کند که در آن اغتشاش، به‌هم‌ریختگی، ناهماهنگی و تعارض با اموری که یک ذهن منطقی از آن به عنوان روال عادی زندگی یاد¬می‌کند، خبری نیست.

 

غلامرضا منجزی                      

 

روزنامه شرق، شماره 2702، دوشنبه 19 مهر 1395، ص

دوشنبه, 28 فروردين 1396 ساعت 23:50

پدرکشی

نوشته شده توسط

رمانی است با حجم کم و سخن بسیار.  شخصیت اصلی (ناهید)، گویی تناسخ (مورسو)ی بیگانه آلبر کامو، در قالب دختری جوان است. با تفاوتی بزرگ. ناهید برخلاف مورسو به رنج خود و دیگران بی اعتنا نیست و جهان را بی معنا نمی داند. شباهت این دو شخصیت، گرفتار شدن در رویدادهایی ست که در به وقوع پیوستنشان نقشی ندارند و رویدادها آن دو را سرانجام به انجام رفتار نهایی رهنمون می شوند. پدرکشی  با فضاپردازی دقیق و خوب, زبانی که به تمامی در خدمت فضا و زمان است, شناخت کافی از فضاهای دو شهر رشت و تهران و حتی توصیف اتوبوس , خوابگاه , قبرستان و خیابان ها,  رمانی بسیار خواندنی , به یاد ماندنی و جذاب است

پنج شنبه, 21 بهمن 1395 ساعت 12:15

زمان زوال

نوشته شده توسط

دعوت  فرزانه کرم پور به خواندن رمان «زمان زوال» نوشته شهره احدیت   

     http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/page/2114/14/100381/0              

  فخر فروختن به عقبه‌ای که در روزگاری ،بر سرکار بوده‌اند جز ستم به رعیت و اندوختن ثروت به بهای کشتن و سوختن و بردن، کاری نکرده‌اند، داستانی است که انگار همیشه برسرهر بازاری است. «شازده احتجاب» گلشیری یکی از بهترین نمونه‌هاست که به مدد فرم روایت به مضمون کهنه جانی دوباره بخشیده است و کاری ماندنی برای کارنامه ادبی خویش به جا گذاشته. اما در این رمان با وجود تغییر راوی و دوربینی که با سرخوشی به هرطرف می‌گردد و تصویرهایش را به خواننده نشان می‌دهد، از بازی‌های فرمالیستی خبری نیست و نویسنده با زبانی بی‌تکلف و امروزی، خواننده را با خود همراه می‌کند، پیامش را واضح می‌دهد.                  

دوشنبه, 24 خرداد 1395 ساعت 16:14

تصغير

نوشته شده توسط
دوشنبه, 24 خرداد 1395 ساعت 15:39

بارش كلاه مكزيكي

نوشته شده توسط
دوشنبه, 24 خرداد 1395 ساعت 15:33

پدركشي

نوشته شده توسط
دوشنبه, 24 خرداد 1395 ساعت 15:33

خيابان ميگل

نوشته شده توسط
شروعقبلی123بعدیپایان
صفحه1 از3