مکافات

 

 داستان سرباز وظیفه‌ای است که حین خدمت سربازی به واسطه‌ی آشنایی با ستوان وظیفه‌ای به نام اردوان پازوکی گرفتار رابطه‌ی عاشقانه‌ی غریب و پیچیده‌ای با دختری به نام مرضیه می‌شود، راوی این رمان یک راوی متوهم است که به قول او در باب خودش چندان اعتمادی نیست و همین موضوع در جاهایی رمان را رمزآلودتر می‌کند

منتشرشده در رمان

رمان دست نوشته ها بر اساس دو ساخت بنا شده است؛ یکی از ساخت ها پنهان است. در این ساخت که به حوزه ی کار قاتل و انگیزه های قتل مربوط است جز ارجاعات اندکی که گفته شده است چیز بیشتری دستگیرمان نمی شود. و ساخت دیگر که روشن است و کلیت مکتوبِ رمان را شامل می شود؛ شاهد قتلی که تمام تلاشش این است که از دست قاتلی که در پی پاک کردن ردپایش همه جا در تعقیب اوست، دامان خود را برهاند و چون در این کار توفیق نمی یابد ...

ساخت پنهان یا تاریک داستان زمینه ای گسترده تر از فضای رمان دارد؛ گستره ای که پیش از آغاز کتاب، در عمق تاریخ و فهم تاریخی شخصیت اصلی رمان (و به مدد او خواننده ی رمان )وجود دارد و در طول رمان و پس از پایان کتاب نیز در ذهن خواننده اش هر لحظه تکرار و پژواک می شود.

 

غلامرضا منجزی

کتاب هفته خبر، شماره 81 ، 23 آبان 1394، ص 71 تا 74

منتشرشده در رمان

شامل 28 داستان کوتاه است که «حرف ها»، «نیمه ی تاریک»، «مردی روبه روی دریا»، «انتظار»، «وقتی کتی می آید»، «آفتاب سفید»، «چیزهای شکسته»، «جمله هایی روی تابلو اعلانات»، «میشل در نوشابه های گازدار»، «پژمردن گلدان های شمعدانی»، «دیر کردی ما شام را خوردیم»، «از شب های ترس»، «اضطراب بعد از دور شدن کشتی»، «غریبه ای از زبان غریبه ای دیگر»، «زمان بیشتری در نور ماه»، «فراموشی»، «شبیه کابوس»، «کمی در آسمان»، «دفاع از انگورها»، «دنیای عجیب»، «یکشنبه»، «ما فراموش شدیم»، «آن دو خروس»، «عبور درد از پیشانی»، «مردی با پیژامه»، «شبی از پاییز»، «درباره ی ژس های او» و «پرنده ای در پیراهن» نام این داستان هاست.

در قسمتی از داستان «اضطراب بعد از دور شدن کشتی» می خوانیم:  «چرا چرا باید به سوال ها جواب بدهیم وقتی جوابش را نمی دانیم؟ مگر با جواب غلط به سوال ها مشکلی حل می شود؟ اگر جواب های مان سوال هایی در تاریکی خود داشته باشند آیا به تعداد سوال ها اضافه نمی شود؟ باید گاه وبی گاه در برابر جواب دادن ایستادگی کنیم. چرا نمی گوییم جوابی نداریم تا دیگران را به اشتباه نیندازیم؟ اصلاً مگر چه اتفاقی می افتد جواب سوالی را ندانیم؟»

منتشرشده در داستان ايران

دعوت  فرزانه کرم پور به خواندن رمان «زمان زوال» نوشته شهره احدیت   

     http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/page/2114/14/100381/0              

  فخر فروختن به عقبه‌ای که در روزگاری ،بر سرکار بوده‌اند جز ستم به رعیت و اندوختن ثروت به بهای کشتن و سوختن و بردن، کاری نکرده‌اند، داستانی است که انگار همیشه برسرهر بازاری است. «شازده احتجاب» گلشیری یکی از بهترین نمونه‌هاست که به مدد فرم روایت به مضمون کهنه جانی دوباره بخشیده است و کاری ماندنی برای کارنامه ادبی خویش به جا گذاشته. اما در این رمان با وجود تغییر راوی و دوربینی که با سرخوشی به هرطرف می‌گردد و تصویرهایش را به خواننده نشان می‌دهد، از بازی‌های فرمالیستی خبری نیست و نویسنده با زبانی بی‌تکلف و امروزی، خواننده را با خود همراه می‌کند، پیامش را واضح می‌دهد.                  

منتشرشده در رمان

نگاهی به «بیدار نشدن در ساعت نمی‌دانم چند» اثر احمد آرام
مهی که بر فراز بندر چمباتمه زده
نویسنده : سعید بردستانی           http://newspaper.fdn.ir/newspaper/page/2157/14/106947/0

منتشرشده در اخبار ادبیات