مکافات

 

 داستان سرباز وظیفه‌ای است که حین خدمت سربازی به واسطه‌ی آشنایی با ستوان وظیفه‌ای به نام اردوان پازوکی گرفتار رابطه‌ی عاشقانه‌ی غریب و پیچیده‌ای با دختری به نام مرضیه می‌شود، راوی این رمان یک راوی متوهم است که به قول او در باب خودش چندان اعتمادی نیست و همین موضوع در جاهایی رمان را رمزآلودتر می‌کند

منتشرشده در رمان

پشت درخت توت

 

زندگی ساده معلمی در روستا در کوران سیاسی دهه چهل دچار توفانی سهمگین می شود . مسیر عادی این زندگی پیچ های فراوانی می خورد. و شخصیتهای این برهه زیر ذره بین قرار می گیرند

منتشرشده در رمان

رمان دست نوشته ها بر اساس دو ساخت بنا شده است؛ یکی از ساخت ها پنهان است. در این ساخت که به حوزه ی کار قاتل و انگیزه های قتل مربوط است جز ارجاعات اندکی که گفته شده است چیز بیشتری دستگیرمان نمی شود. و ساخت دیگر که روشن است و کلیت مکتوبِ رمان را شامل می شود؛ شاهد قتلی که تمام تلاشش این است که از دست قاتلی که در پی پاک کردن ردپایش همه جا در تعقیب اوست، دامان خود را برهاند و چون در این کار توفیق نمی یابد ...

ساخت پنهان یا تاریک داستان زمینه ای گسترده تر از فضای رمان دارد؛ گستره ای که پیش از آغاز کتاب، در عمق تاریخ و فهم تاریخی شخصیت اصلی رمان (و به مدد او خواننده ی رمان )وجود دارد و در طول رمان و پس از پایان کتاب نیز در ذهن خواننده اش هر لحظه تکرار و پژواک می شود.

 

غلامرضا منجزی

کتاب هفته خبر، شماره 81 ، 23 آبان 1394، ص 71 تا 74

منتشرشده در رمان

رمان «مریخی» با گزینش عناصر و مصالحی واقعی و ایجاد فضایی غیرواقعی در روابط شخصیت‌ها، به افشای برخی ناهنجاری‌های اخلاقی، فرهنگی و خردستیزی‌های اجتماعی زمانه¬ خود می‌پردازد

راوی داستان «مهرداد بهرامی» در فضایی مغشوش، نابهنجار، تا حدی ترسناک و درعین‌حال مضحک، در پی آرامشی است که احتمالاً قبل از شروع رمان از او گرفته شده است. «چیزی که به دنبالش بودم آرامش بود، اما نمی‌دانستم چه‌طور باید به دست‌اش بیاورم.» از قرار معلوم نویسنده با این جمله که در آغاز رمانش آورده، خواننده را به دنیایی دعوت می‌کند که در آن اغتشاش، به‌هم‌ریختگی، ناهماهنگی و تعارض با اموری که یک ذهن منطقی از آن به عنوان روال عادی زندگی یاد¬می‌کند، خبری نیست.

 

غلامرضا منجزی                      

 

روزنامه شرق، شماره 2702، دوشنبه 19 مهر 1395، ص

منتشرشده در رمان

رمانی است با حجم کم و سخن بسیار.  شخصیت اصلی (ناهید)، گویی تناسخ (مورسو)ی بیگانه آلبر کامو، در قالب دختری جوان است. با تفاوتی بزرگ. ناهید برخلاف مورسو به رنج خود و دیگران بی اعتنا نیست و جهان را بی معنا نمی داند. شباهت این دو شخصیت، گرفتار شدن در رویدادهایی ست که در به وقوع پیوستنشان نقشی ندارند و رویدادها آن دو را سرانجام به انجام رفتار نهایی رهنمون می شوند. پدرکشی  با فضاپردازی دقیق و خوب, زبانی که به تمامی در خدمت فضا و زمان است, شناخت کافی از فضاهای دو شهر رشت و تهران و حتی توصیف اتوبوس , خوابگاه , قبرستان و خیابان ها,  رمانی بسیار خواندنی , به یاد ماندنی و جذاب است

منتشرشده در رمان