سه شنبه, 29 فروردين 1396 ساعت 21:56

مکافات

نوشته شده توسط

مکافات

 

 داستان سرباز وظیفه‌ای است که حین خدمت سربازی به واسطه‌ی آشنایی با ستوان وظیفه‌ای به نام اردوان پازوکی گرفتار رابطه‌ی عاشقانه‌ی غریب و پیچیده‌ای با دختری به نام مرضیه می‌شود، راوی این رمان یک راوی متوهم است که به قول او در باب خودش چندان اعتمادی نیست و همین موضوع در جاهایی رمان را رمزآلودتر می‌کند

سه شنبه, 29 فروردين 1396 ساعت 20:22

دیر کردی ما شام را خوردیم

نوشته شده توسط

شامل 28 داستان کوتاه است که «حرف ها»، «نیمه ی تاریک»، «مردی روبه روی دریا»، «انتظار»، «وقتی کتی می آید»، «آفتاب سفید»، «چیزهای شکسته»، «جمله هایی روی تابلو اعلانات»، «میشل در نوشابه های گازدار»، «پژمردن گلدان های شمعدانی»، «دیر کردی ما شام را خوردیم»، «از شب های ترس»، «اضطراب بعد از دور شدن کشتی»، «غریبه ای از زبان غریبه ای دیگر»، «زمان بیشتری در نور ماه»، «فراموشی»، «شبیه کابوس»، «کمی در آسمان»، «دفاع از انگورها»، «دنیای عجیب»، «یکشنبه»، «ما فراموش شدیم»، «آن دو خروس»، «عبور درد از پیشانی»، «مردی با پیژامه»، «شبی از پاییز»، «درباره ی ژس های او» و «پرنده ای در پیراهن» نام این داستان هاست.

در قسمتی از داستان «اضطراب بعد از دور شدن کشتی» می خوانیم:  «چرا چرا باید به سوال ها جواب بدهیم وقتی جوابش را نمی دانیم؟ مگر با جواب غلط به سوال ها مشکلی حل می شود؟ اگر جواب های مان سوال هایی در تاریکی خود داشته باشند آیا به تعداد سوال ها اضافه نمی شود؟ باید گاه وبی گاه در برابر جواب دادن ایستادگی کنیم. چرا نمی گوییم جوابی نداریم تا دیگران را به اشتباه نیندازیم؟ اصلاً مگر چه اتفاقی می افتد جواب سوالی را ندانیم؟»

سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 16:17

پياده روي ته دنيا

نوشته شده توسط
سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 16:12

پنج داستان از كتاب معجزه

نوشته شده توسط
سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 16:09

عكس سلفي با مرده

نوشته شده توسط
سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 16:07

خاطره اي فراموش شده از فردا

نوشته شده توسط
دوشنبه, 24 خرداد 1395 ساعت 14:55

نيازمندي ها

نوشته شده توسط
سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 15:25

سبك هاي حسادت

نوشته شده توسط
سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 15:21

دير كردي ما شام را خورديم

نوشته شده توسط
سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 15:19

پوكه‌باز

نوشته شده توسط